هرکس با کتاب آرامش یابد، هیچ آرامشی را از دست نداده (علی (ع))
 
نویسنده: امیر

http://www.reiran.com/up/free/1378481054.jpg


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه چهاردهم آبان 1390  |
 
نجات دختر ده ساله از چنگال پیرمرد 61 ساله


http://images.tblog.com/user_images/1317130308_asasas.jpg


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه چهاردهم آبان 1390  |
 
نویسنده: امیر
http://www.tradea.org/uploads/s/Shortstory/1595.jpg
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه چهاردهم آبان 1390  |
 
داستان: جهان دیگر

سالها می گذرد درختان بارها و بارها بارور می شوند ، کیهان شناسان ایرانزمین از هرپاسب * (سیاره) دوری سخن می گویند...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امیر در شنبه چهاردهم آبان 1390  |
 کتاب الکترونیکی آموزش html

آموزش html بصورت pdf

دانلود

|+| نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه دوازدهم آبان 1390  |
 شعر تحلیل رفته فروغ فرخ زاد(گناه)

گناه

 

گنه كردم گناهی پر ز لذت

كنار پيكری لرزان و مدهوش

خداوندا چه می دانم چه كردم

در آن خلوتگه تاريك و خاموش

 

 

در آن خلوتگه تاريك و خاموش

نگه كردم بچشم پر ز رازش

دلم در سينه بی تابانه لرزيد

ز خواهش های چشم پر نيازش

 

 

در آن خلوتگه تاريك و خاموش

پريشان در كنار او نشستم

لبش بر روی لب هايم هوس ريخت

زاندوه دل ديوانه رستم

 

 

فرو خواندم بگوشش قصه عشق:

ترا می خواهم ای جانانه من

ترا می خواهم ای آغوش جانبخش

ترا  ای عاشق ديوانه من

 

 

هوس در ديدگانش شعله افروخت

شراب سرخ در پيمانه رقصيد

تن من در میان بستر نرم

بروی سينه اش مستانه لرزيد

 

 

گنه كردم گناهی پر ز لذت

در آغوشی كه گرم و آتشين بود

گنه كردم میان بازوانی

كه داغ و كينه جوی و آهنين بود

 

***

|+| نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه دوازدهم آبان 1390  |
 
سگ حریص

 

http://www.tradea.org/uploads/s/Shortstory/1596.jpg


سگ که استخوانی را از یک آدم مهربان دریافت نموده بود با عجله به طرف کلبه پیرزن می دوید . او برای رسیدن به خانه باید از روی پل چوبی عبور می کرد ، در حین عبور کردن در درون آب رودخانه تصویر خودش را دید اما او نمی دانست آن تصویر متعلق به خود اوست  او دید یک سگ پایین پل ، استخوانی بزرگ در دهان دارد استخوانی شاید بزرگتر از استخوان خودش . سگ حریص برای گرفتن استخوان به درون رودخانه پرید .

سگ حریص به سختی و تلاش زیاد جان خود را نجات داد و از رودخانه بیرون آمد . حالا او دیگر استخوان خودش را هم نداشت چون آن را هم آب برده بود . حکیم ارد بزرگ می گوید : « نادان همیشه از آز و فزون خواهی خویش خسته است . »
آری و بدین شکل سگ خیس تمام شب را گرسنه ماند .
|+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه یازدهم آبان 1390  |
 

داستان کوتاه توهم

توهم

این داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم می‌خورد که واقعیه:دوستم تعریف می‌کرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه!

 

این‌طوری تعریف می‌کنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی، ٢٠ کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمیشد.

 

وسط جنگل، داره شب میشه، نم بارون هم گرفت. اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه می‌بینم، نه از موتور ماشین سر در می‌ارم!

 

راه افتادم تو دل جنگل، راست جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم. دیگه بارون حسابی تند شده بود.

 

با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی آرام و بی‌صدا بغل دستم وایساد. من هم بی‌معطلی پریدم توش.

 

این قدر خیس شده بودم که به فکر این که توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم. وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر، دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی جلو نیست!!!

 

خیلی ترسیدم. داشتم به خودم می‌اومدم که ماشین یهو همون طور بی‌صداراه افتاد.

 

هنوز خودم رو جفت و جور نکرده بودم که تو یه نور رعد و برق دیدم یه پیچ جلومونه!

 

تمام تنم یخ کرده بود. نمی‌تونستم حتی جیغ بکشم. ماشین هم همین طور داشت می‌رفت طرف دره.

 

تو لحظه‌های آخر خودم رو به خدا این قدر نزدیک دیدم که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلو چشمم.

 

تو لحظه‌های آخر، یه دست از بیرون پنجره، اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده.

 

نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم. ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه می‌رفت، یه دست می‌اومد و فرمون رو می‌پیچوند.

 

از دور یه نوری رو دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم. در رو باز کردم و خودم رو انداختم بیرون. این قدر تند می‌دویدم که هوا کم آورده بودم.

 

دویدم به سمت آبادی که نور ازش می‌اومد. رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم رو زمین، بعد از این که به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم.

 

وقتی تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند، یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفر خیس اومدن تو، یکیشون داد زد: ممد نیگا! این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشینو هل می‎دادیم سوار ماشین ما شده بود.

|+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه یازدهم آبان 1390  |
 
دو بز خیره  سر

http://tradea.org/uploads/s/Shortstory/1599.jpg

در بالای کوهستان درختی بر روی دره افتاده و دو سوی دره را به هم وصل کرده بود این درخت آنقدر نازک بود که دو سنجاب هم نمی توانستند از کنار هم از روی آن عبور کنند .
روزی دو بز در دو سوی درخت روی دره به هم رسیدند آنها تصمیم داشتند از روی پل عبور کنند هر یک دیگری را می دید با این وجود هر دو پا بر درخت گذاشته و به سوی هم پیش آمدند هیچ کدام تصمیم به عقب نشینی نداشت تا بلاخره به هم رسیدند و شاخهایشان را در هم فرو کردند شروع به جنگ نمودند اندکی نگذشت که هر دو به طرف پایین دره پرتاب شدند . هر دو فریاد می کشیدند که ما چقدر بد شانسیم !
آن دو بز خود خواه بلند شاخ ، بخت خویش را گناهکار می دانستند ، حکیم ارد بزرگ می گوید : چهره و کردارمان می تواند نمای بخت مان نیز باشد .
و این گونه بود که رودخانه خروشان ته دره آن دو بز خیره سر را به کام امواج خروشان خود کشید .
 
|+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه یازدهم آبان 1390  |
 
اکران فیلم جدید گلشیفته فراهانی در فرانسه + عکس

گلشیفته فراهانی در فیلمی به نام «اگر بمیری می کشمت» به کارگردانی "هینر سلیم" کرد تبار ساکن فرانسه در ۲۱مارچ ۲۰۱۱- (اول فروردین سال 90) در پاریس به صورت خصوصی و با حضور مدعوین خاص شامل اهالی مطبوعات و سینما و نیز منتقدین اکران خصوصی شد.

به گزارش آخرین نیوز، سایت جهان نوشت: گلشیفته فراهانی در این فیلم نقش اول زن را بازی می کند . او در این فیلم در نقش "سیبا" دختری کرد تبار بازی می کند که بعد از مرگ نامزدش در پاریس سرگردان می شود. فیلم در حال نمایش دو فرهنگ افراد مهاجر کرد و فرانسویان است و به همین سبب گلشیفته فراهانی در این فیلم به دو زبان کردی و فرانسه حرف می زند .

این سایت در ادامه به نقل از کارگردان می نویسد: این فیلم قصد دارد معضل فرهنگ های بیگانه در کشور میزبان و مشخصا فرانسه را نشان دهد و به سنت های پیچیده و متکلفانه جوامع سنتی پرداخته و کارگردان تلاش کرده است با تکیه بر استعاره های مختلف این سنت ها را از نظر خود به چالش بکشد.

گفتنی است که در ادامه این سایت از نوع حجاب گلشیفته فراهانی انتقاد کرده است.

عکسهای انتشاری سایت جهان از این فیلم:
|+| نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه یازدهم آبان 1390  |
 
 
 
بالا